بازار کار رشته ها در خوابگاه دخترانه بخش سوم

در دو مقاله اخیر به بازار کار رشته ها پرداختیم. شاید برایتان سوال شده باشد که چرا انقدر این موضوع مهم است و به آن زیاد پرداخته می‌شود. سالانه هزاران دانشجو مشغول به تحصیل می‌شوند. از این تعداد دانشجویان کثیری هستند که مجبورند به دور از شهر محل زندگی‌شان به تحصیل بپردازند و درخوابگاه دخترانه و پانسیون دخترانه در تهران ساکن شوند.گاهی رنج و سختی زیادی را متحمل می‌شوند برای اینکه درس بخوانند.برخی از این عزیزان به سختی مخارج تحصیلشان را بدست می آورند.حتی اگر در دانشگاه دولتی به تحصیل بپردازید  کتاب ها و یکسری مخارج اضافه هستند که بسیار هزینه بر می‌باشند.  در مقاله قبلی به لزوم استقلال مالی و کسب درآمد در دوران دانشجویی در خوابگاه دخترانه پرداختیم و راه و چاه های کسب درآمد در زمان دانشجویی را به شما گفتیم.اما برمیگردیم به بحث اصلی یعنی بازار کار رشته ها و اینکه چرا انقدر این موضوع مهم است که شما در رشته خودتان مشغول به کار شوید. با تمام این مشکلاتی که ضمن تحصیل متحمل میشوید و چهار سال از دوران طلایی جوانیتان را در این رشته صرف میکنید تا حداقل به مدرک کارشناسی دست پیدا کنید بسیار حیف می‌شود که در همان رشته مشغول به کار نشوید.و اگر هر کس در همان رشته ای که تحصیل کرده وارد بازار کار شود هم در تمام عرصه ها افراد متخصص کارها را بدست می‌گیرند هم دیگر مشکل نبود شغل برای جوانان پیش نمی آید.این مطلب را اضافه کنم که حتما قبل از انتخاب رشته برای دانشگاه تمام جوانب یک رشته را بسنجید، درمورد بازار کارش تحقیق کنید و ببینید که آن شغل اشباع نباشد و جای رشد داشته باشد.  بطور مثال تا دهه گذشته تمام جوانان آرزوی پزشک، دندانپزشک و مهندس شدن داشتند و برای این رشته ها تلاش می‌کردند در حالیکه این مشاغل درحال اشباع شدن می‌باشند و افرادی را می‌خواهند که واقعا عشق به این رشته داشته باشند و از پس تمام سختی های آن بربیایند.این را در نظر بگیرید که رشته های تازه ای پا به عرصه گذاشته اند مانند کار درمانی، مدیریت سرمایه گذاری، روانشناسی شغلی و....و تمام این رشته ها آینده و بازار شغلی خوبی در برخواهند داشت که بعدا مفصل به آنها می‌پردازیم.

اما امروزه جوانان بیشتر به سمت رشته های فنی جذب شده اند رشته هایی مانند چاپ افست،، تراشکاری و... که به این ها نیز خواهیم پرداخت. رشته ای که امروز می‌خواهیم به آن بپردازیم رشته اقتصاد میباشد.

رشته اقتصاد

در مقاله های قبلی بازار کار رشته علوم سیاسی و رشته زیست شناسی سلولی مولکولی را بررسی کردیم و به معرفی آن رشته ها نیز پرداختیم این بار نیز گریز کوتاهی میزنیم تا رشته اقتصاد را مختصرا برایتان معرفی کنیم.

 

شاید شما عزیزی که مشغول خواندن این مقاله  در سایت  پانسیون دخترانه سعادت هستید مشغول به تحصیل در رشته اقتصاد باشید و یا شاید هنوز تصمیم به انتخاب رشته نگرفته اید و این مقاله جرقه ای گوشه ذهنتان برای انتخاب این رشته باشد. .

معرفی رشته اقتصاد

رشته اقتصاد یکی از رشته های گروه انسانی است که به سبب آینده شغلی نسبتا مناسبی که دارد ، علاقه مندان زیادی را به خود جذب کرده است. از طرفی هم این رشته علم و آگاهی شما را از وضع اقتصادی بالا می‌برد و در صورت علاقه مندی و مطالعه های جدا از سیستم آموزشی میتوانید به تحلیل گرهای خوبی تبدیل شوید. رشته اقتصاد مجموعه ای از دانش های مربوط به این رشته را بررسی می کند. به نحوی که با چیدمان اصولی عناصر اقتصادی بتوان به بهترین نحو ممکن نیاز های انسانی را تامین نمود. هدف از ارائه این رشته در سطح دانشگاهی ، تربیت متخصصانی است که با کسب مهارت های لازم بتوانند در بخش های مرتبط با اقتصاد سازمان های مختلف به اشتغال بپردازند.

 

 

بازار کار رشته اقتصاد

همانطور که برای رشته علوم سیاسی و زیست شناسی  کارهای پروژه ای ضمن تحصیل وجود داشت این امکان برای این رشته نیز فراهم میباشد و شما به صورت پروژه ای برای سازمان های مختلف میتوانید کار کنید.

این موضوع به پشتکار شما و روابط شما با اساتید و ارائه مقالات و تحلیل های اقتصادی که انجام می‌دهید مربوط میباشد.

سازمان هایی که یک اقتصاددان می تواند در آن ها مشغول به فعالیت شود عبارتند از :

 

بخش های مختلف وزارت اقتصاد

وزارت صنایع

سازمان برنامه و بودجه کشور

بانک مرکزی و ریاست شعب بانک ها

مرکز آمارو تحقیقات اقتصادی کشور

هم چنین برخی عنوان های شغلی که برای این افراد وجود دارند به صورت لیست زیر است :

کارشناس / مدیر خرید و تدارکات

کارشناسان تحقیقات بازار

مشاور کسب و کار

روزنامه نگار و نویسنده

خدمات آموزشی و پژوهشی

متصدی بانک

کارشناسی گمرک

مدیر مالی

تحلیل گر مالی

کارشناس امور مالیاتی

استاد دانشگاه

پژوهش گر

مدیر فروش

کارشناس / مدیر بازاریابی

کارشناس بیمه

می‌باشند.

امیدوارم این مطلب برایتان مفید واقع شده باشد.

 

نویسنده:

فاطمه حسنپور